زنان تالش همواره در طول تاریخ پا به پای مردان در عرصه های مختلف زندگی از جمله فعالیتهای اقتصادی و تولیدی نقش موثری داشته اند. البته توسعه راهها، نفوذ رسانه های جمعی و به تبع آن فرهنگ شهری باعث ایجاد تغییراتی در نقش زنان به عنوان یکی از مهمترین ارکان خانواده در جنبه های مختلف اقتصادی، آموزشی ،اجتماعی،فرهنگی و… شود.اما نکته مهم این است که نقش آنان در فعالیتهای اقتصاد هنوز هم برجسته از گذشته تا کنون برجسته  است است. مطالعه نقش زن در اقتصاد مناطق مختلف تالش، علاوه بر آگاهی از فعالیتهای آنان، چشم اندازی از گذشته را نیز در پیش روی محققان و پژوهشگران می گذارد و سبب برنامه ریزی بهتر دست اندر کاران برای سالهای بعد(با توجه به تغییرات فرهنگی- اقتصادی)خواهد شود. بخش اعظم این پژوهش و بررسی به صورت مطالعات میدانی در مناطق مختلف تالش از جمله جلگه مرکزی تالش، فومن، شفت، ماسوله، ماسال، رضوانشهر،تالش، آستارا و غیره وبخش دیگر آن از طریق مطالعات کتابخانه ای به دست آمده است. اما این پژوهش به منزله پایان راه نیست و نیازمند تکمیل بررسی و مطالعه است. از طرف دیگردر طول زمان روشهای زندگی تغییر می کند که نیاز به پژوهشهای جدید و جامع دارد.از طرف دیگر در این مقاله سعی شده تا حد امکان از طرفداری از جنس خاص(چه زن و چه مرد) و نگاه فمنیستی به این موضوع خودداری شود.با توجه به پژوهشهای انجام گیرده، برنجکاری،چایکاری،صیفی کاری و کشت انواع محصولات دیمی و آبی،پرورش گاو،گوسفندو ماکیان،ریسندگی و بافندگی،تهیه چادر سیاه وجاجیم وگاهی گلیم و قالیچه،مبادله کالا و…از فعالیتهای زنان زحمتکش مناطق مختلف تالش در راه تحقق رفاه و امنیت اقتصادی برای خانه وخانواده است. برای فهم بهتر، نقش زنان تالش در فعالیتهای تولیدی و اقتصادی را در موارد زیر خلاصه نموده ام: ۱-کشاورزی ۲- دامداری۳- صنایع دستی ۴- کارهای خانه

به طور کلی می توان گفت،حجم کار زنان تالشی ارتباط مستقیمی با شرایط اقلیمی و طبیعی،موقعیت مکانی و زمانی و تنوع تولیدات کشاورزی داشته است.

 

چکیده

 اهمیت زن در خانواده تالشی از گذشته تا کنون بسان اهمیت ستون جهت ساختمان  است و است.اگر بخواهیم نقش زن در جامعه تالشی را نشان دهیم باید متذکر شود که زن در خانواده تالشی همانند بسیاری از دوره ها علاوه بر نقش مادری و همسری و تأمین امنیت عاطفی برای خانواده، نقش بسزائی در اقتصاد خانواده و بالطبع بازتابش در جامعه شایان توجه  است بطوری که سنگینی بیش از نیمی از کارهای کشاورزی بر دوش زن  است و در کنار آن با دامداری و نگهداری طیور حداقل در حد برآوردن مایحتاج لبنی و گوشتی یک خانواده گسترده و باغبانی و کشت میوه ها و سبزی ها و مرکبات از نظر اقتصادی کمک بزرگی به خانواده می کند.

 صنایع دستی زنان تالشی در این دوره که خود بحثی گسترده است از جمله جاجیم بافی ,حصیر بافی ,شال بافی، گلیم بافی و… که امروزه بسیار در جامعه ایرانی و حتی خارج از کشور جا افتاده بسیار رواج دارد.

 در حوزه عمومی،مخصوصا فرهنگ و فعالیتهای اقتصادی، زنان تالش، با خلاقیت،زیرکی و مهارتشان دستاوردهایی مهم در حوزه فرهنگ و اقتصاد منطقه تالش داشته اند.سفالگری در تالش به دست زن انجام می گیرد که نمونه های آن هنوز هم در تالش دیده می شود.تهیه انواع پارچه و پوششهای مردانه و زنانه از کارهای اصلی زنان در این دوره  است و گاه محصول تلاش آنان در آن زمان به عنوان مالیات به زورمندان پرداخت می شود.در این دوره هوشیاری و کاردانی دختر جوانی که در آستانه زندگی نوینی قرار می گیرد با شرکت در این فعالیتها باعث خلق آثاری تحسین برانگیز می شود.به گونه ای که قسمت اعظم جهاز دختران تالش دست بافتهای آنان است.

 در این قسمت وظایف و فعالیتهای زنان در برخی زمینه های اقتصادی به طور خلاصه آورده می شود.

 · کشاورزی : 

زنان تالش در این دوره، بخش مهمی از نیروی کار کشاورزی را فراهم می کنند. درصد مشارکت زنان در بخش کشاورزی از مردان هم بیشتر است علت این امر را می توان در نوع تولید،تقسیم کار و روشهای آن در تالش دانست.

 زنان علاوه بر نشاء، وجین وعلف هرزکنی، به کارهای دیگری در زمینه کشاورزی اشتغال دارند که ازجمله آنها می توان به درو و جمع کردن ساقه های درو شده برنج ، حمل آنها و… اشاره نمود. غیر از کارهای شالیزار ، کارهای دیگری که جزء وظایف زنان تلقی می گشت، عبارت استند از سبزی کاری ، پرورش نهالهای درختان میوه و… که نقش آنان را در امر توسعه کشاورزی وتولید نمایان است. آنان به راحتی جان خود فکر نمی کنند. از جان خود می گذشتند تا ثمره بهتری کسب کنند و راه پیشرفت برای آیندگان را مهیا کنند.

 کارهای کشاورزی عموماً به صورت سنتی انجام می شود.در بخش زیر تعدادی از فعالیتهای زنان دربخش کشاورزی آورده شده است.

 چای

 با ورود چای توسط کاشف السلطنه در سال ۱۳۱۹بخش دیگری از فعالیتهای اقتصادی تالش(در فومن، شفت و رشت) به زنان محول شود.

 در گذشته بخش اعظم فعالیتهای چایکاری در مناطقی که به این کار اشتغال داردندرا زنان انجام می دهند.از مهمترین این کارها می توان به آماده کردن و افشاندن تخم چای در خزانه،نگهداری از خزانه،حمل نهالها به باغ و کمک درکاشت آنها،وجین باغ در دوره “دارد”با کج بیل،چیدن چای و…اشاره نمود.زنان در کودپاشی،حمل برگ چای به کارخانه ها وحتی کار در کارخانه چای سازی نیز پا به پای مردان مشارکت دارند.

برنج

جلگه های تالش در گذشته نیز مانند امروز، محل مناسبی جهت کشت و توسعه برنج و برنجکاری است تا جایی که شالی عمده ترین و مهمترین فعالیت کشاورزی این منطقه است.مزارع شال تا قبل از اصلاحات ارضی متعلق به ارباب و خان بود و بعد از زمین مزارع بین کشاورزان تقسیم شود.  طبق سخنان مصاحبه شوندگان (قبل و بعد از اصلاحات ارضی) زنان در اکثر کارهای شالیکاری غیر از شخم و مرزبندی شرکت داشته و دارند. بیشتر این فعالیتها شامل کارهایی است که نیاز به دقت،شکیبایی و ظرافت کافی دارند.

 مراقبت صحیح از بذر برنج در طول زمستان،آماده کردن خزانه (تومَ جارtoma jar)،آماده سازی بذر،بذر پاشی در خزانه و نگهداری از آن ،نشا برنج،وجین علفهای هرز،نگهداری از شالیزار،دروی برنج،جمع آوری و بسته بندی دسته های برنج درو شده،حمل درزها از مزرعه به انبار برنج(کوتی یا کندوج)،جداسازی شلتوک از ساقه های برنج با چوبی بنام “لسَ کو”،تمیز کردن دانه های بدست آمده،دسته بندی کاه هاو… از مهمترین فعالیتهای زنان در بخش کاشت،دارد و برداشت برنج است.

 زنان تالش در اکثر کارها و فعالیتهای مربوط به برنجکاری دوشادوش مردان مشارکت دارند اما مردان به ندرت در کارهای زنانه به آنان کمک می کنند.

 زیتون

 در گذشته بخش اعظم زیتون کشور از تالش است.در حدود ۳۰ تا ۴۰درصد از فعالیتهای مربوط به این بخش را زنان انجام می دهند. جمع آوری و شکستن زیتون بر عهده زنان است.اما علاوه بر آن زنان درکاشت نهال،آماده کردن باغ،شخم زدن،سم پاشی و چیدن آن مشارکت گسترده ای دارند.

 گندم و جو

 در گذشته، این محصولات در نقاط مختلف تالش از جمله مناطق کوهستانی به دست می آمد.زنان در امر کاشت،درو،خرمن،غربال کردن و…مشارکت گسترده ای دارند.

 گردو

 این محصول در تمامی نقاط تالش به دست می آید، اما مهمترین مرکز کشت آن مناطق کوهستانی است. زن تالشی از جمله کارهایی مانندکاشت دانه های گردو در خاک مناسب، جمع آوری دانه ها از زیر درخت،تمیز کردن گردو و جداسازی پوسته و خشک کردن آنها را بر عهده دارد.معمولا مردان بر بالای درخت می رفتند و با چوبی بلند گردوها را از شاخه های درخت جدا می کنند.

 سیب زمینی

 سیب زمینی محصولی است که به صورت پراکنده در تمام نقاط تالش کشت می شود اما مرکزاصلی آن مناطق کوهستانی است.در مراحل کاشت،داشت و برداشت این محصول زنان پا به پای مردان عملیات پاکسازی زمین،کاشت سیب زمینی،برداشت به موقع محصول و…را انجام می دهند.

 سبزی و صیفی کاری

 کاشت سبزی در تمام روستاهای تالش صورت می گیرد.اغلب فعالیتهای مربوط به این کار مربوط به زنان تالشی است.کشت و کار در باغهای کوچک و بزرگ سبزی و صیفی جات بر دوش زنان است و فقط شخم زدن در بیشتر موارد بر عهده مردان است.

 مشخصه اصلی فعالیت اقتصادی زنان تالش ، نزدیکی و هماهنگی کارهای مربوط به داخل خانه (بچه‏داری، پخت و پز، نظافت و …) با فعالیتهای مربوط به اقتصاد معیشتی جامعه می‏باشد. همانطور که به طور واضح مشاهده می‏کنیم از دو عضو اصلی خانواده، یعنی زن و مرد، این زن است که نقشی دوگانه در داخل و خارج از خانه و فضای مسکونی دارد.

  مشارکت و بهره‏وری زنان تالش در این دوره پیوندی نزدیک با هم دارد و دارای ارتباط متقابل و دوسویه است. با عنایت به اینکه بهره‏برداری غالب در امر کشاورزی، بهره‏برداری خانوادگی است زن تالشی بیش از نیمی از فعالیتهای کشاورزی مزارع را بر دوش خود دارد.

 نوغانداری

 نوغانداری یکی از عمده ترین فعالیتهای اقتصادی تالشان است.به عقیده شودزکو گیلانی ها آغاز کرم ابریشم را به زمان بنی اسرائیل می دانند و معتقدند این کرمها از جراحت ایوب پیامبر(در زمان ریاضت)خارج شده و از آن زمان برای آنان باقی مانده اند.(خمامی زاده.۱۳٫۱۳۷۲)پاریزه و لائوفر احتمال می دهند که پیش از آنکه چینی ها کرم ابریشم را بشناسند،این کرم در ایران شناخته شده است.(همان) در سال ۱۳۳۸در اثر لغو انحصار خرید پیله، فعالیت اداره کل نوغان به تهیه و توزیع تخم نوغان محدود شد و کارخانه تمام اتوماتیک ابریشم کشی به ظرفیت۵۴تن ابریشم استاندارد در رشت ایجاد و باعث روی آوردن روستائیان به بهره برداری علمی شد.اما امروزه نوغانداری از فعالیتهای جنبی(نه اصلی) و مکمل تالشان محسوب می شود.در گذشته بخش اعظم فعالیتهای مربوط به پرورش کرم ابریشم را زنان و دختران انجام می دادند.نگهداری از تخم نوغان،مواظبت از کرمها در طول تمام مراحل رشد،تمیز نگه داردن محل و بستر کرمهای ابریشم،کنترل رطوبت و دمای محیط رشد آنان و…از کارهای زنان است.

 · دامداری:

 به طور معمول به دامداران و دامپروران نیمه کوچنده سنتی در غرب گیلان “شونه”می گفتند.حمل آب از چشمه یا منبع آب برای دامها،کمک در زایمان گاو و گوسفند،شیردوشی ،تهیه مواد لبنی مانند ماست، کره،روغن،دوغ،پنیرو کشک،تعلیف دامها در زمستان،جمع آوری و خشک کردن علوفه و…بر عهده زنان است.

 بخش مهمی از درآمد خانوارهای تالشی از طریق امور وفعالیتهای مربوط به دامداری سنتی تامین می شود،که زنان در این فعالیتها نقش عمده ای ایفا می نمودند. در این دوره بیشتر دامهای تالشی در مناطق ییلاقی و قشلاقی را گاو،گوسفند و بز تشکیل می دهد.

 ماست

 زنان دمدار تالشی صبح هر روز بعد از دوشیدن شیر گاو و گوسفندان اقدام به تهیّه انواع مواد لبنی از جمله ماست می نمود. در صورتیکه شیر کافی ناست، شیرروزِ قبل را نگه داشته و با شیر صبح روز بعد مخلوط و داخل ظرف بزرگی ریخته و می جوشاند. سپس آن را درکناری می گذارد تا ولرم شود . هنگامی که ولرم شود، مقداری مایع ماست به آن اضافه و مخلوط می کرد. بعد از مراحل فوق آن را در جایی گرم می گذاشتند.یک الی دو ساعت بعد ماست بسته شده و آمادة مصرف است.

 به علت عدم دسترسی مستقیم دامداران تالش به بازار مصرفی، ماست کمتر به فروش رفته و بیشتر به مصرف خانواده می رسد و یا از آن کشک می گیرند. ماست جایگاه مهمّی را در رژیم غذایی خانواده های دامدار ایفا کرده و جانشین مهمّی برای مواد پروتئینی مانندِ گوشت و ماهی است.

 تهیه کره 

 برای تهیه کره از ماست یا سرشیراستفاده می شود.معمولاماست را در داخل کوزه ای سفالی و بیضی شکل بنام نِرَ (nerə) یا نِرخَه (nerxə) یا دُوشان (dušan) ریخته به آن آب اضافه می کنند و با یک تکّه پوستِ گوسفند دهانه تنگ کوزه را می بندند.

 ”این کوزه را روی سکوی استقرارِ نِرَ (nerə)می گذاشتند و تکان می دهند. این تکیه گاه به شکل استوانه ای  است که از ساقه و برگ خشک برنج درست می کنند. در اوایل کارِ “دوشان زنی” برای تخلیه هوای داخل آن و جلوگیری از شکستن کوزه ” نِرَ یا دوشان” درپوش را پس از هر چند بار تکان دادن نِرَ (nerə)  بر می داردند، ولی در اواخر کار، با فاصله زمانی کمتر و هرچند دقیقه یک بار این عمل را انجام می دهند.

 عمل کره گیری و “دوشان زنی” خاص زنان است .برای آزمایش کردن مواد داخل “دوشان”(چوب دوشان)را درون (سوراخ تخلیه هوا) می بردند و با این عمل مقداری از مواد به آن می چسبید که از راه مشاهده و یا چشیدن حاصل کار تشخیص داده می شود.

 زنان،کره تهیّه شده را در ظرفی خالی کرده، آن را از دوغ جدا می کنند و به شکل گِرد و کُرَوی در می آوردند.دوغ حاصل از “دوشان زنی” را نیز به عنوان نوشابه یا با تبدیل به آش مصرف می کنند. “برای آن که بتوان محصول کره را چندین ماه نگهداری کرد گاهی کره را به روغن زرد تبدیل می کنند. برای این کار آن را به ملایمت ذوب کرده و نمک می زدندو مایع خمیری شکل را بدست آمده را در کوزه نگهداری می کنند. از هر ۵/۱ کیلو کره یک کیلو روغن زرد بدست می آید. دوغ به نوبت خود برای تهیّه محصولات دیگری بکار می رود. زنان آب آن را با ریختن در یک کیسه پارچه ای ریخته و نوعی خمیر (دوغ چکیده،ماست کیسه ای) بدست می آوردند.

 همچنین آن را در ظرفی فلزی می ریختند و تا موقعی که قسمت زیاد آب آن بخار می شود، می جوشاندند و سپس آن را گیرده و اندکی به آن نمک می زدند ونوعی خمیر با عطر دل انگیزبه دست می آوردند.تمامی این محصولات به دست آمده قابل فروش یا مبادله هستند.

 تهیه پنیر

  در این دوره، بیشترین پنیر محلی تالش ازمناطقی که به پرورش گوسفند اشتغال دارند،به دست می آید.پس از کوچ بهاره دامداران از مناطق جلگه ای به کوهستان برایِ اوّلین بار پستانهایِ پرشیر گوسفندان توسط زنان و مردانِ دامدار دوشیده می شود. استفاده دامدار از شیر و محصولات جانبی آن از اوایلِ بهار تا اواخر تابستان ادامه می یافت. میزانِ متوسط شیر روزانه هر گوسفند در حدود نیم کیلو است که از آن پنیر تهیه می نمودند.

 تهیّه پنیر احتیاج به مایع پنیر دارد. این مایع به دو طریق به دست می آید: اوّلین روش اینکه یک برّة یک الی دو روزه را ذبح می کنند و شیری را که برّه از پستان مادر مکیده و در شیردان خود دارد، از آن جا برداشته و با این روش سنّتی پنیر بدست می آمد. روشِ دوّم، تهیّه مایع پنیر از بازار است(شکوری، ۸۲).برای دوشیدن شیر، گوسفندان را در یک منطقه که بوسیله چپر ضخیمی محصور شده قرار می دهند و یکی یکی آنها را می دوشیدند و بدینوسیله گوسفندان با عبور از گذرگاه ،توسط مردان یا زنان دوشیده می شوند.

 زنان در فصل بهار حدود ساعت ۱۱ الی ۱۲ و در فصل تابستان در حدودساعت ۱۳ الی ۱۴ گوسفندان را می دوشند و سپس شیر را از یک صافی پارچه ای یا توریِ نازک عبور می دهند، بعد از گذراندن از صافی، به شیر که هنوز گرم است، مایع پنیر زده و در یک دیگ  با آب ترکیب می کنند. این مخلوط بعد از مدتی می بندد. سپس با یک کاسه فلزی،مایع به دست آمده را داخل دیگی که روی آتشِ اجاق است ریخته ودر مدت زمان ۱۰ الی ۱۵ دقیقه خمیردیگری بدست می آید، این خمیر را در ظروفی که از جنس چوپ و به شکل بشقاب است می ریزند. با فشارِ دست آب آن را می گیرند و پنیر باقی می ماند.

  پنیرِ محلی تالش بسیار مقوی است، زیرا اولاً زنان تالشی شیر گاو و گوسفندان را مخلوط نمی کنند و چربی شیرِ گوسفند نسبت به گاو زیادتر است و بدون گرفتن خامه شیر، آن را به پنیر تبدیل می کنند. پنیررا در خیک هایی از پوستِ گوسفندان ریخته و لایه به لایه از نمک در میان آن می ریختند تا پنیر خوشمزه ترشده و از نظر بهداردی و دوامِ بیشتر، تضمین شود. ظرفیت هر خیک بسته به کوچکی و بزرگی پوست بین ۵ تا ۱۱ کیلواست.(همان)

 این پنیرها یا در محل فروخته می شوند و یا اینکه توسط خریدارانِ سنّتی محلّی درشهر خریداری می شوند. قیمت پنیر تازه از پنیر کهنه ارزان تر است زیرا پنیر کهنه نمک سود شده و مدّت زمان بیشتری سالم باقی می ماند. پوست بز وگوسفند را برای نگهداری کشک و پنیر ونگهداری کره در فصل زمستان آماده می کنند.در این جا باز می توان اشاره کرد که هم پوست وهم محتویات آن (پنیر،کره و…) قابل فروش است ومی توانست قسمتی از اقتصاد خانوار را تأمین کند.

 پنیر تالش به عنوان سوغاتِ کوه نشینان و روستاییان برای اقوام یا دوستان خود در شهر است.  زنان پس از تهیّه پنیر از آب باقی مانده نوعی محصول جانبی بدست می آورند که خمیری نرم و خوشمزه است.کوه نشینان آن را مستقیم مصرف کرده و یا نمک زده و در ظرفی پارچه ای ریخته آویزان می کنند و یا در پوست نگه می دارند.(همان)

 · صنایع دستی:

 صنایع دستی نیز یکی از زمینه های فعالیت اقتصادی زنان روستایی مناطق مختلف تالش است که به نوعی می توان آن را میراث دوران قدیمی تالشان دانست.زنان فعالیتهای مختلفی در زمینه های صنایع دستی تالش انجام می دهند.تفاوت صنایع دستی دوران کنونی نسبت به صنایع دستی گذشته تالشها درجایگزین شدن مواداولیه مصنوعی بجای مواد طبیعی قبلی است.از طرف دیگر نقشها ،معماری ها و ظرافت کاریهایی که در آن بکار می رود ،متفاوت از دوران قبل است.علت این تغییر را می توان در جایگزین شدن ابزار ومواد اولیه جدید،تغییرسلیقه های خریداران این صنایع ،رواج نقش و مدهایی با کارکرد جدید و بالاخره ایجاد دگرگونی برای پاسخگویی به نیازهای جدید دانست. دراین قسمت از پژوهش ،حوزه های فعالیت زنان تالش در صنایع دستی مختلف آورده می شود.

 صنایع دستی تالش به علت فراهم استن امکانات طبیعی و مادی، متنوع است.پشم ریسی،چادر بافی،حصیربافی،سفالگری،گلیم و جاجیم بافی،کج ریسی(نخ پیله کرم ابریشم) ،بافت دستکش و پارچه پشمی،پلاس ، سوزندوزی ، سبددوزی ،دستگیره بافی ، گیوه ، جلیقه و…از جمله فعالیت زنان در صنایع دستی محسوب می شود


برچسب‌ها: جامعه شناسی روستایی

تاريخ : دوشنبه شانزدهم دی 1392 | 20:38 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

کشاورزی و دامپروری در اقتصاد ایران حائز اهمیت است. از سال 1368 تا 1373 بخش کشاورزی 8/27 درصد از تولید ناخالص داخلی ایران (GDP) را تشکیل داده و 1/26 درصد از جمعیت فعال کشور در این بخش به تولید اشتغال داشته‏اند. بخش زیادی از صادرات کشور، محصولهای کشاورزی و روستایی است. زنان روستایی نیمی از جمعیت روستایی کشور هستند و در تمامی فعالیتهای تولیدی دوشادوش مردان به تولید و سازندگی اشتغال دارند. این نوشته با ارائه آمار، سعی در تبیین نقش این تولیدکنندگان خستگی‏ناپذیردارد.

 

زنان و توسعه کشاورزی:

زنان روستایی بیشتر فعالیتهای تولیدی در بخش کشاورزی را انجام می‏دهند. طبق آمار موجود حدود 5/6 میلیون نفر از زنان روستایی به طور مستقیم در کاشت، داشت و برداشت محصولهای‏کشاورزی حضور فعال دارند. علاوه بر این، دختران روستا از کودکی به فعالیت کشاورزی و دامپروری مشغول می‏شوند.

 


تهیه غذا و نگهداری غلات و حبوبات در روستاهای کشور توسط زنان صورت می‏گیرد. زنان روستایی همانند مردان در پرورش دام و طیور نقش مهمی دارند. در مناطق شمال کشور پرورش کرم ابریشم و زنبور عسل هم بر عهده زنان است. حتی در بازارهای محلی، زنان محصولهای تولیدی خود را برای تأمین درآمد خانواده به فروش می‏رسانند. آنان در واقع بازاررسانی و بازاریابی محصولهای کشاورزی را به نحو مطلوبی اجرا می‏کنند. زنان روستایی در تصمیم‏گیری کشت محصولهای زراعی هم نقش دارند اما تصمیم‏گیری نهایی با مردان است. زنان مسن در خانواده‏های روستایی اهرم اصلی تصمیم‏گیری در خانه و مزرعه هستند.

هر چند مطابق قانون مدنی کشور، زن و مرد باید حقوق یکسانی در خصوص مالکیت زمین، دام و فرصتهای شغلی داشته باشند اما وضعیت مالکیت زنان به طور کامل روشن نشده است! بویژه در روستاها، مالکیت زنان هنوز ناشناخته است.در کشورهای دیگر مالکیت زراعی هم بر عهده زنان است. در آفریقا اشتغال زنان به کشاورزی 80 درصد، در آمریکای لاتین 40 درصد و در آسیا حدود 72 درصد است که هر زنی می‏تواند مالک هر قطعه زمینی شود اما در ایران نوعا حتی سهم مشخصی از درآمدهای تولیدی ندارند!

بنا بر گزارش سازمان خواربار و کشاورزی جهانی (فائو) در برخی از کشورها به ویژه آفریقا زنان دو برابر مردان به فعالیتهای کشاورزی اشتغال دارند. به عنوان مثال در تانزانیا، سالانه مردان 1800 ساعت و زنان حداقل 2600 ساعت به کشاورزی می‏پردازند.

در کشور ما، توسعه کشاورزی بدون حضور زنان روستایی معنی ندارد و اینان همواره پیشروان توسعه کشاورزی هستند و علاوه بر خانه‏داری، سخت‏ترین فعالیتهای تولیدی و کشاورزی را شبانه‏روزی انجام می‏دهند. حدود 85 درصد فعالیتهای دامداری و صنایع لبنی در روستاها توسط زنان اجرا می‏شود و آنان در برخی تولیدات کشاورزی و باغی 100 درصد حضور فعال دارند. برنامه‏ریزان و سیاستگذاران کشور باید به نقش این گمنامان صحنه‏های تولید بیشتر توجه کنند و به حقوق و سهم آنان رسیدگی شود تا در فرآیند توسعه روستایی و توسعه اقتصادی کشور حضوری فعالتر داشته باشند و مشارکت آنان تضمینی برای تحول در تولید بخش کشاورزی باشد.

مشارکت تولیدی زنان روستایی:

شیرواره و پول‏واره از قدیمی‏ترین تشکلهای همیاری و تعاون زنان روستایی است. این تعاونیها، مشارکت جمعی زنان در تولید را نشان می‏دهد. تعاونیهای تولیدی ابزار اصلی در فرآیند توسعه روستایی است. در تعاونیها، مشارکت گروهی در تولید ایجاد شده و خلاقیت و استعداد زنان روستایی بارور می‏شود. نمونه تعاونیهای تولیدی در کشورهای دیگر هم وجود دارد. «سیوا» در کره جنوبی و «تعاونی پس‏انداز» در بنگلادش و دیگر کشورها به صورت بسیار فعالی وجود دارد و تولیدات آنها به بازارهای بین‏المللی هم صادر می‏شود.
علاوه بر تعاونیهای تولیدی قدیم، قبل از انقلاب شرکتهای سهامی زراعی به وجود آمد که حضور زنان در این شرکتها بسیار ناچیز بود و فقط مردان سهم داشتند. پس از انقلاب، جهادسازندگی و دیگر سازمانهای مرتبط با روستاها، تعاونیهای تولیدی و خدماتی تشکیل دادند که باعث شد حضور زنان روستایی بسیار چشمگیر شود. شرکتهای تعاونی فرش دستباف به عنوان بازوی توانمند در حمایت اقتصادی از تولیدکنندگان و بافندگان فرش و گلیم تشکیل شد. تشکیل این تعاونیها در سال 1364 آغاز شد و اکنون 500 تعاونی تولید فرش دستباف وجود دارد که اعضای آن بیشتر زنان روستایی هستند. همچنین در بعضی مناطق کشور از جمله مازندران، زنان در شرکتهای تعاونی تولید ابریشم، زنبورداری و خدمات مشارکت فعال دارند و حدود 90 درصد از فعالیتهای تولیدی را با همکاری یکدیگر اجرا می‏کنند.

حضور زنان روستایی در این فعالیتهای تولیدی گروهی، زمینه‏های مناسبی برای مشارکت آنان در توسعه روستایی است و در صورت سازمان‏دهی دقیق به عنوان نیروهای کارآمد در توسعه اقتصادی، اجتماعی کشور خواهند بود.

شبکه زنان تولیدکننده روستایی از طرحهای مهم جهادسازندگی برای هدایت و بهبود فعالیتهای تولیدی زنان روستایی است که در 19 استان کشور به اجرا در آمده است. این شبکه به طور گسترده‏ای شغلهای صنعتی، کشاورزی و دامپروری زنان روستایی را زیر پوشش قرار می‏دهد. وجود این شبکه‏ها به ویژه برای زنان بی‏سرپرست و جویای کار، اهمیت خاصی دارد و باعث نمود بیشتر مشارکت زنان روستایی می‏شود.

زنان و عمران روستایی:

توسعه روستایی نیاز به برنامه‏ریزی دارد و در برنامه توسعه روستایی باید تمامی نیروهای فعال یک کشور یا منطقه در آن شرکت داشته باشند. زنان روستایی به دلیل وضعیت فرهنگی نامناسب، در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی دخالت کمتری داشته‏اند.

هدایت و سازمان‏دهی حدود 12 میلیون نفر از جمعیت روستایی که دختران و زنان هستند، از اهمیت فوق‏العاده‏ای برخوردار است. مشارکت زنان در عمران روستا و بهسازی روستا مورد توجه سازمانهای مختلف بوده است تا این قشر سخت‏کوش در تصمیم‏گیریهای اجتماعی و فرهنگی سهیم باشند.

دفتر مشارکت و بسیج مردمی جهادسازندگی از سال 1363 طرحهای گوناگونی به اجرا گذاشته است و در عرصه‏های منابع طبیعی، آبخیزداری، بهداشت و طرحهای عمرانی و زیربنایی همیاری روستاییان را مورد توجه جدی قرار داده است.

طرح تشکیل گروه سازندگی زنان روستایی از دیگر اقدامهای جهادسازندگی برای جلب همکاری زنان در عمران روستا است. همچنین تشکلی برای رفع مشکلات خاص زنان روستایی تشکیل خواهد داد!

بدیهی است، بدون حضور زنان روستا، عمران و توسعه روستایی تحقق نمی‏یابد. بنابراین باید زمینه‏های حضور آنان را فراهم کرد. حتی می‏توان گفت بدون حضور زنان روستایی در عمران اجتماعی روستا، اهداف توسعه روستایی تحقق نمی‏یابد. لذا برای رسیدن به اهداف توسعه روستایی باید آموزش، ترویج و سازمان‏دهی زنان را در اولویت قرار داد تا راهبردهای اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی با حضور زنان روستایی کامل شود.


برچسب‌ها: جامعه شناسی روستایی

تاريخ : دوشنبه شانزدهم دی 1392 | 20:31 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |


     تركيب اجتماعي جمعيت ايران، متشكل از سه جامعه متمايز شهري، روستايي و عشايري است. حيات اجتماعي در اين سرزمين از ديرباز متأثر از روابط متقابل و زندگي توأمان جوامع مذكور بوده و در اين ميان، جامعه عشايري همواره، نقشي بارز و تعيين كننده در سرنوشت سياسي و زندگي اقتصادي كشور داشته است.

      پهنه وسيعي از ايران، قلمرو زيست و فعاليت اين جامعه بوده كه اكنون نيز كمابيش چنين است. گرچه امروزه عشاير نسبت محدودي از جمعيت كشورند، ولي به اقتضاي شييوه زيست، قلمرو وسيعي از كشور، فضاهاي زيستي عشايري است.

قلمرو زيستي عشاير نشان مي دهد كه بخش وسيعي از مناطق غربي، جنوب شرقي و شمال كشور، سرزمينهاي عشايري است. وسعت اين سرزمينها 936 هزار كيلومتر مربع است كه حدود 59% از مساحت را تشكيل مي دهد. بخشي از سرزمينهاي عشايري، فضاي زيستي مشترك با جامعه روستايي و شهري و قسمتي نيز مستقلاً "زيست بوم" عشايري است.

تمركز عشاير عمدتاً در نيمه غربي و جنوبي كشور، به ويژه حول محور زاگرس بوده و در زاگرس مياني، استقرار عشاير بيشتر است. توزيع جغرافيايي قلمرو هاي عشايري در استان ها متفاوت است. در برخي از استان ها مانند كهگيلويه و بوير احمد امامي استان زيست بوم عشاير و در برخي از استان ها نيز مانند اصفهان، گستره محدودي از استان، قلمروهاي عشايري است.

عشاير كوچنده در 96 ايل و 547 طايفه مستقل تشكيل يافته اند، كه قريب 80% از جمعيت عشايري به 96 ايل و بقيه به طوايف مستقل تعلق دارند. متوسط جمعيت ايلهاي ايران 583/9 نفر است . 17 ايل بزرگ ( بيش از 2 هزار خانوار) حدود 56% و سه ايل بختياري، قشقايي و ايلسون ( شاهسون) قريب 30%  از جمعيت عشايري را در بر مي گيرد.

اكثر ايل هاي بزرگ در پيرامون سلسله جبال زاگرس به ويژه قلمرو مياني آن به سر مي برند. بيش از 35% از عشاير در سه استان به هم پيوسته فارس، چهارمحال بختياري و كهگيلويه و بوير احمد استقرار يافته اند و استان فارس بيشترين شمار عشايري ايران را در خود جاي داده است.

          جمعيت عشايري ايران در ابتداي قرن پيش، قريب نيمي از نفوس كشور را در بر مي گرفت. در آغاز قرن حاضر حدود 20% تا 25% جمعيت كشور را شامل مي شد. با گسترش آبادي نشيني در خلال قرن اخير سهم جمعيت عشايري به حدود 10% در آغاز دهه چهل و به كمتر از 5% در دهه كنوني رسيده است.

         جمعيت عشايري كشور از ساختار بسيار جواني برخوردار است كه معلول فزايندگي ابعاد باروري و تشديد نرخ رشد طبيعي است. الگوي باروري  در تعدادي از ايلات و طوايف بسيار نزديك به حد بيولوژيك و گاه بيشتر از 9 مولود است.

ميزان بار تكفل نظري و اقتصادي، بيانگر تنگي معيشت و تحمل شرايط دشوار اقتصادي در زندگي عشايري است. الگوي ازدواج نيز يه خاطر الزامات معيشتي، پيش رس بوده و نسبت ازدواج در گروه سني 10 تا 19 ساله، به ويژه بين زنان در قياس با جامعه روستايي و شهري كشور قابل ملاحظه است.

 
 
 الگوي كوچ نشيني

 عشاير كشور در شرايط كنوني از نظر الگوي زيست به سه گروه عمده و متمايز نقسيم مي شوند: عشاير صحرانشين، نيمه صحرانشين و يكجانشين

  الف) عشاير صحرانشين: اين گروه از عشاير، كوچ رو محض بوده و فاقد ساختمان و خانه چينه ( خشت و گلي) در ييلاق و قشلاق مي باشند وتمامي سال را در زير چادر يا سرپناهي متحرك به سر مي برند.

زندگي اقتصادي اين گروه عمدتاً متكي بر دامداري و مرتع، منبع اصلي تأمين خوراك دام است. اكثريت اين گروه از عشاير را بهره برداران فاقد زمين تشكيل داده اند.

ب ) عشاير نيمه صحرانشين: گروهي از عشاير كوچ رو كه در قشلاق يا در ييلاق و يا هر دو داراي خانه بوده، نيمه صحرانشين تلقي مي شوند. اين گروه مدتي از سال به ويژه زمستان و ماهاي سرد را در خانه خشت و گلي يا در بناهاي شاخته شده از مصالح سخت به سر مي برند.

اكثريت خانه ها و بناهاي ساخته شده عشايري در قشلاق است و مدت اقامت در قشلاق نيز بيش از ييلاق است. به همين جهت در زمستان تشخيص عشاير نيمه صحرانشين از روستاييان دشوار است.

زمينه اصلي فعاليت اين گروه از عشاير نيز دامداريست. ولي با زراعت و باغداري در ييلاق و قشلاق يا هر دو قلمرو توأم است. تأمين غذاي دام صرفاً متكي به مراتع نيست و تعليف دستي به ويژه در قشلاق يه مرور اهميت بيشتري يافته است.

ج ) عشاير يكجانشين: اين گروه از عشاير در قشلاق يا ييلاق به طور دايم اقامت گزيده اندو بخشي از آنان به رمه گرداني دام در مراتع پيرامون كانونهاي استقرار بسنده مي كنند و برخي نيز فقط دامهايشان را براي استفاده از علوفه مرتعي به عشاير خويشاوند گروه اول و دوم مي سپارند. در مواردي نيز عليرغم تمركز فعاليتهاي زراعي در قلمرو استقرار دايمي، از نسق زراعي خود در قلمرو ديگر، به شيوه هاي متفاوت مانند اجاره اراضي استفاده مي كنند.

الگوي زيست اين گروه از عشاير كه به دلايل متعدد زندگي چادرنشيني را رها كرده و يكجانشين شده اند، روستايي است. گرچه هنوز پاي بندي، وابستگي و علايقي به زندگي عشايري دارند كه متناسب با قدمت استقرار، اين پيوندها گسسته مي شود. البته در اين گروه طيفهاي متفاوتي وجود دارد كه بخشي از آنان داراي شرايط بالقوه اي براي كوچ مي باشند. در گذشته نيز بارها عشاير يكجانشين پس از مدتها استقرار و آبادي نشيني، مجدداً چادرنشينياني كوچ رو شده اند، به ويژه عشايري كه به اجبار با تخته قاپو و يا به دليل استيصال و فقر اسكان يافته اند. چنانكه پس از انقلاب اسلامي و در گرما گرم جنگ نيز جماعتهايي از عشاير اسكان يافته به كوچ روي آورده اند.

 
 
    منابع معيشت عشاير

         محور و زمينه اصلي فعاليتهاي اقتصادي در جامعه عشايري دامداري است كه نقش تعيين كننده و بارزي در اين شيوه از زندگي دارد. ساير فعاليتهاي توليدي عشاير مانند زراعت، صنايع دستي و … از اهميت كمتري برخوردار بوده و تحت الشعاع دامداري است.

                      1- دامداري: دامداري عشايري بر مبناي تعليف دام از مرتع سازمان يافته است. اين وابستگي بر تمامي شئون زندگي و الگوي زيست عشايري تأثير نهاده، به طوري كه به پرورش دام هاي نشخواركننده با استفاده از مراتع طبيعي اشتغال دارند وكوچ نشيني عمدتاً از تبعات چنين فعاليتي است. بر همين اساس عشاير ناگزير به جابه جايي هاي دسته جمعي و دشوار در عرصه مراتع بوده و مسيرهاي طولاني را از جلگه هاي پست قشلاقي تا دامنه ها و مرتفعات صعب العبور ييلاقي طي مي كنند تا از مراتع قابل تعليف، غذاي دام هاي خود را تأمين كنند. پذيرش اين شيوه معاش دشوار با زندگي سرگردان و مشقت بار، بدان خاطر است كه عشاير مي توانند به پشتوانه حقوق عرفي از مراتع سنتي خود، بدون پرداخت هزينه اي بابت علوفه مرتعي استفاده كنند.

دام، سرمايه اصلي عشاير كوچنده است و سرمايه دامي عشاير كشور در شرايط كنوني قريب 5/17 ميليون واحد دامي است كه عمدتاً ( 4/86%  ) دام كوچك اتست. مهمترين فراورده هاي دامداري عشايري گوشت قرمز و شير است كه به ترتيب حدود 2/13% گوشت قرمز و 1/8% شير توليدي كشور است. ارزش توليدات دامي عشاير كوچنده حدود 220 ميليارد ريال است كه 69% آن از توليد گوشت، 23% از توليد شير و بقيه از پوست و الياف دامي است. عمده ترين اقلام هزينه دامداري عشايري عليرغم استفاده از مراتع، مربوط به تأمين خوراك دام است كه قريب 98% از ميزان هزينه ها را در بر مي گيرد. روي هم رفته حدود 45% از نياز غذايي زراعي عشايري نيز جوابگوي قريب 5% از نياز غذايي دام است. نتيجتاً بالغ بر نيمي از غذاي مورد نياز دام هاي عشايري مي بايست به شيوه هاي مختلف مانند اجاره سرچر و پس چر مزارع روستاييان، خريد جو و علوفه و … با پرداخت هزين هايي كه به مرور فزوني مي يابد پرداخت گردد. به همين جهت تأمين غذاي دام امروزه مهمترين و اساسي ترين مسأله عشاير است. زيرا با توجه به تخريب گسترده و كاهش دام افزون سطح و بهره دهي مراتع و همچنين افزايش قدر مطلق دامي، نياز به توليد محصولات علوفه اي اهميت ببيشتري مي يابد. در حالي كه حدود 3/46% از بهره برداران عشايري فاقد زمين مزروعي بوده و بقيه نيز به ازاي هر 60 واحد دامي، به طور متوسط داراي يك هكتار زمين مزروعي بوده اند. متوسط زمين مزروعي براي خانوار عشايري حدود 5/2 هكتار و متوسط زمين زير كشت معادل 7/1 هكتار است كه فقط 5/0 هكتار آن زراعت آبي است.

سرانه دام خانوار عشايري قريب 100 واحد دامي است كه در برخي از ايلات مانند خمسه، ايلسون و قشقايي بيش از 100 و تا حدود 180 واحد دامي است. ولي در ايلات و طوايف متعددي نيز سرانه دام كمتر از 50 رأس دام بوده و نسبت بهره برداراني كه كمتر از صد واحد دامي دارند، بيش از 63% است .

گله هاي عشايري در گذشته عمدتاً داشتي يوده كه با مقتضيات زندگي عشايري سازگار است. اما با سيطره بازار و تضعيف اقتصاد خود مصرفي، افزايش قيمت گوشت و دشواريهاي كوچ، گرايش به نگهداري دام هاي گوشتي فزوني يافته كه منشاء تحولي در اقتصاد دامداري عشايري است. اين تحول موجب تغييراتي در تمامي جنبه هاي زندگي عشايري شده است. كوچ دسته جمعي تا حدودي ضروريتهاي وجودي خود را از دست داده و شرايط تاريخي مناسبي براي دگرگوني كوچ نشيني محض مهيا شده و سازمان ايلي به دليل فقدان كاركردهاي سنتي خود، بيش از پيش در معرض فروپاشي است. مراتع سهم چنداني در تأمين غذاي دام عشايري ندارد و به اتكاي علوفه مرتعي، سازماندهي فاليتها و توليد گوشت ميسر نيست. كوچ بالغ بر نيمي از خانوار عشاير كمتر از 5 روز و غالباً به صورت رمه گرداني است. به همين جهت كمبود غذاي دام در قشلاق حاد و اساسي است و عشاير برخلاف گذشته ناگزيرند با صرف هزينه، تعليف دام را امكان پذير سازند، كه بي شك مستلزم تحول اقتصاد دامي است. امروزه قريب 30% از ارزش توليدات دامي عشاير، هزينه هاي واسطه اي است كه عمدتاً هرينه هاي خوراك دام است و بالغ بر 80% از هزينه هاي خوراك دام عشاير در قشلاق است. بر اين اساس گره كور در مسايل پيچيده جامعه عشايري، غذاي دام و گشايش اين گره در گرو تلفيق فعاليتهاي زراعي و دامي با تخصيص و تجهيز منابع آب و خاك به ويژه در قلمرو هاي قشلاقي است.

                  2- زراعت: زراعت و باغداري همواره فعاليت جنبي و مكمل در زندگي عشايري كشور بوده كه به منظور تأمين نيازهاي غذايي از ديرباز رواج داشته است. امروزه هدف از توليد زراعي، صرفاً به توليد مواد غذايي مورد نياز خانوار محدود نمي شود، بلكه توليد محصولات علوفه اي را نيز در بر مي گيرد. فعاليت زراعي مفصل و گذرگاه اصلي زندگي عشايري از كوچ نشنيني محض به اشكالي ديگر از اين شيوه زيست است كه نهايتاً به يكجانشيني محض منتهي مي گردد.

ويژگيهاي بارز زراعت عشايري، ابتدايي بودن ابزار و تكنولوژي كشاورزي، عدم تنوع در كشت، بي توجهي نسبي به مرحله داشت در زراعت، فقدان نظام آبياري، ضعف كارايي و روحيه دهقانيت در زارعين عشايري است.

كوچكي و پراكندگي مزارع در ييلاق و قشلاق از خصوصيات عام زراعت عشايري است. متوسط سطح اراضي كشاورزي براي هر خانوار عشايري قريب 5/2 هكتار و براي بهره برداران صاحب زمين عشايري حدود 8/4 هكتار است (اين نسبت در ايل سونها حدود 4/8 هكتار و در ايل ذلكي 3/1 هكتار است).

                    3- صنايع دستي: عشاير كشور با صنعت نوين و ماشيني، عمدتاً از طريق مصرف برخي از محصولات صنعت در دهه هاي اخير آشنايي دارند وگرنه صنايع سنتي عشاير با تكنيك ابتدايي، محدود به توليد فرآورده هاي دستي است. صنايعي مانند توليد سياه چادر، گليم، جاجيم، خورجين و قاليبافي در ابتدا براي تأمين نيازهاي اوليه زندگي ايلي پديد آمده و تكامل يافته اند. بعدها با گسترش مناسبات پولي _ كالايي و متداول شدن دادوستد با مراكز مبادله ( روستايي و شهري) بخشي از اين محصولات به بازار راه يافته و منبع مكملي براي درآمد و اشتغال در جامعه عشايري گرديده است. گرچه رسوخ اين مناسبات به تدريج موجب رواج مصنوعات شهري در ميان عشاير شده و صنايع دستي عشاير ناتوان از رقابت با كالاهاي صنعتي در معرض زوال و نابودي قرار گرفته است.
 
   مبادلات و الگوي مصرف

 در الگوي سنتي، مبادله كالا با كالا اهميت ويژه اي داشته، به طوري كه حتي امروزه عليرغم دگرگوني هاي گسترده در امر دادو ستد، هنوز در برخي از موارد محتواي مبادلات كالايي است.

عليرغم تحول الگوي مصرف، هنوز تفاوت هاي بسياري در مصارف و هزينه هاي خانوار جامعه عشايري با خانوارهاي شهري و روستايي وجود دارد. بر اساس بررسي هاي انجام يافته در قلمرو دو منطقه نمونه ( زاگرس مياني و جنوب شرقي كشور) هزينه هاي سالانه يك خانوار عشايري قريب 70% آن مربوط به هزينه هاي خوراكي و دخاني و بقيه هزينه هاي غير خوراكي است. سهم بسيار زياد هزينه هاي خوراكي، نشانگر فقر و زندگي محقرانه  خانوارهاي عشايري است. نان و لبنيات به ترتيب با 9/17% و 5/16% مهمترين اقلام اجزاي هزينه هاي خوراكي و دخاني خانوارهاي مورد بررسي بوده است.

هزينه هاي زندگي خانوارهاي عشايري در مقايسه با خانوارهاي شهري و روستايي در سطح پايين تري است.

فزوني شاغلين جوان و بالا بودن نرخ اشتغال در زنان ( حدود 3/40% ) يكي از وجوه تمايز بين جامعه عشايري با جوامع شهري و روستايي است. زمينه اصلي اشتغال عشاير در وهله نخست فعاليتهاي كشاورزي ( 67/90% ) و سپس صنايع دستي است. اشتغال در بخش خدمات و ساير زمينه هاي فعاليت بسيار محدود است. گرچه در سالهاي اخير نسبت اشتغال در اين زمينه ها بالنسبه فزوني يافته است.

سواد در جامعه عشايري گرچه پديده اي رو به گسترش است. ولي هنوز حدود 43%  از خانوارهاي عشايري بدون فرد با سواد و حدود 73% از جمعيت 6 ساله و بيشتر عشايري بي سوادند. نرخ با سوادي در زنان عشاير بسيار پايين و معادل 14% و در مردان عشاير قريب 39% است. اكثريت باسوادان عشاير ( حدود 75% ) را مردان تشكيل مي دهند. هرچند در سالهاي اخير گرايش زنان به آموزش بيشتر شده و به همين دليل نسبت زنان محصل به كل زنان باسواد بيشتر از نسبت مشابه در مردان عشايري است
 


برچسب‌ها: جامعه شناسی عشایری

تاريخ : سه شنبه دهم دی 1392 | 16:27 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

جامعه شناسی دانش جوانی است که ازعمر آن درمقایسه با دانش های دیگرسالهای زیادی نمی گذرد

نخستین بارواژه ی جامعه شناسی را آگوست کنت به کاربرد و به پدرعلم جامعه شناسی معروف است

نکته ی جالب توجه این است که وی برای رشته جامعه شناسی لباسهای مخصوصی طراحی کرده بودوکلیسای مخصوض جامعه شناسی راتاسیس کرد وی جامعه شناسی رابه منزله یک دین باورداشت

رشته جامعه شناسی ازیک سو ودیدگاه های فکری متعددی که وجود دارد تعاریف متعددی ر از جامعه شناسی به وجود می آورد وبه همبن خاطر دربین نظرات توافق کمتری به چشم می خورد

درحقیقت شاید بتوان گفت به تعداد جامعه شناسان نظرات جامعه شناسی وجود دارد که به چندمورد ازآنها اشاره می کنم

سامنرمعتقداست جامعه شناسی علم شناخت جامعه است

دورکیم جامعه شناسی راعلم نهادها نام گذاری می کند وآن راعلم عمل اجتماعی می داند

اسمال جامعه شناسی راعلم کنش متقابل نمادین می داند

درکل می توانیم نظریات جامعه شناسی را درسه گروه تقسیم بندی کنیم

1- نگاه کلی گرایانه به جامعه شناسی

2- نگاه جزئی گرایانه به جامعه شناسی

3- نگاه موضوع گرایانه به جامعه شناسی

با مطالعه همه نظرات ودرنظرگرفتن نقاط قوت وضعف شان می توان یک تعریف واحد که بیشترین نقاط مشترک راباهم دارندارائه کرد وآن هم این تعریف است

جامعه شناسی دانشی است که موضوع موردمطالعه آن شناخت نهادها وپدیده های اجتماعی است وازاین طریق می توان به اصول وقوانین حاکم برجامعه پی برد

هدف جامعه شناسی این است که تصویری صحیح،علمی ودقیق از روندتکامل جوامع مختلف انسانی ارائه بدهد

برهمین است که می گویندجامعه شناسی دو وظیفه مهم دارد

1- مجهزکردن انسان هابه شناخت قوانین حاکم بر روندهای تکامل جامعه ومتحول کردن کارکردهای اقتصادی وفرهنگی و... انسانهاست

2- بیان رهنمودهایی برای فعالیت مطلوب نظامهای اجتماعی مختلف درحوزه های گوناگون حیات اجتماعی

جامعه شناسی روستایی چیست؟

جامعه شناسی روستایی شاخه ای تخصصی ازجامعه شناسی عمومی است وحوزه تحقیقی آن جوامع روستایی است

جامعه شناس روستایی باید درحقیقت یک جامعه شناس باشد

دریک تعریف جامعه شناسی روستایی یعنی مطالعه وبررسی حیات اجتماعی افرادی که در روستازندگی می کنند

مباحث مطالعاتی جامعه شناسی روستایی ازجامعه ای به جامعه دیگروازکشورهایی دیگرمتفاوت است زیرا شرایط اقتصادی اجتماعی وفرهنگی جامعه متفاوت است برای همین باید در بررسی روستاهای کشوربانگاهی متفاوت ودقیق کلیه جوانب رامورد بررسی قرارداد

برای همین می توانیم بگوییم که جامعه شناسی روستایی یعنی مطالعه شیوه زندگی ،اندیشه و باورهای روستائیان است وهدف جامعه شناسی روستایی تنها ارائه دادن مفاهیم ذهنی غیرقابل لمس نیست بلکه درک کردن واقعی حیات اجتماعی انسانها وباورهای انسانهای یک روستاست

تاریخچه جامعه شناسی روستایی

با اینکه جامعه شناسی درقرن نوزدهم پاگرفت وبه بررسی مردم جوامع مختلف پرداخت اما نخستین تحقیقات جامعه شناسی روستایی درقرن بیستم انجام شد

خاستگاه تاریخی جامعه شناسی روستایی که یک دانش اجتماعی است ازآمریکا شروع شد وعلت آن هم بررسی های روستایی درسال 1908 بنا به دستور رئیس جمهور وقت آمریکا وتاسیس انجمن حیات روستایی شروع شد

درسال1937 انجمن جامعه شناسی روستایی تاسیس شد ونشریه مجله جامعه شناسی روستایی رامنتشرکرد

نخستین تحقیقات مدون زیر نظرفرانکلین گید وچالز گاپلین انجام گرفت

لوپه نخستین فردی بودکه به جای تحقیقات کتابخانه ای به مشارکت در زندگی اجتماعی روستائیان ونتظیم پرسشنامه وتهیه تک نگاری آماری پرداخت

به همین دلیل لوپه رامی توان نخستین جامعه شناس روستایی نامید

پس ازجنگ جهانی دوم جامعه شناسی روستایی به سایرکشورهای جهان راه یافت

درسال1957 انجمن اروپایی جامعه شناسی روستایی تاسیس شدانجمن مشابهی هم در ژاپن بنیان گذاری شد که درابتدا به امورکشاورزی می پرداخت

جامعه شناسی روستایی اروپا سبک وسیاق آمریکایی دارد

درحال حاضرهم کشورهای جهان سوم به مساله جامعه شناسی روستایی توجه کردند

درپایان ویژگی جامعه شناسی روستایی رامی توان در دو موردخلاصه کرد

نخست اینکه جامعه شناسی روستایی دراینگونه کشورها بدون درنظرگرفتن زمینه فلسفی وصرفا با دیدی انتقادی شکل گرفت

دوم اینکه درخاورمیانه نظامهای اجتماعی وفرهنگی کشاورزان کنونی اختلاف زیادی بانظامهای غیرکشاورزی ندارد


برچسب‌ها: جامعه شناسی روستایی

تاريخ : سه شنبه دهم دی 1392 | 16:25 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
 

در مورد روستا و دِه تعاریف متعدد و زیادی گفته شده، ده یا روستا که در کتاب‌های نشر قدیم به صورت دیه هم دیده می‌شود، در زبان پهلوی، ده (Deh) در پارسی باستان (Dahya) به معنی سرزمین و در اوستا به شکل دخیو (Daxya) آمده‌است.

در ایران، ده از قدیمی‌ترین زمان یک واحد اجتماعی و تشکیلاتی و جایی بوده‌است که در آن گروههایی از مردم روستایی برای همکاری در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گرد هم تجمع یافته‌اند. ده اساس زندگی اجتماعی ایران را تشکیل می‌دهد و اهمیت آن به اعتبار اینکه یک واحد تشکیلاتی در زندگی روستایی است، در سراسر قرون وسطی و از آن پس تا به امروز برقرار بوده‌است

 تعاریف دیگر

در عرف ده عبارت از محدوده‌ای از فضای جغرافیایی است که واحد اجتماعی کوچکی مرکب از تعدادی خانواده که نسبت به هم دارای نوعی

احساس دلبستگی، عواطف و علائق مشترک هستند، در آن تجمع می‌یابند و بیشتر فعالیت‌هایی که برای تأمین نیازمندی‌های زندگی خود انجام می‌دهند، از طریق استفاده و بهره گیری از زمین و در درون محیط مسکونی‌شان صورت می‌گیرد، این واحد اجتماعی که اکثریت افراد آن به کار کشاورزی اشتغال دارند در عرف محل ده نامیده می‌شود.

پلاسید رامبد (Placide Ramboud) جامعه شناس فرانسوی می‌گوید: ده واحد اجتماعی ویژه‌ای است که با یک فضا در ارتباط متقابل است و این فضا به عنوان یک عنصر ضروری در نظام اجتماعی ده نقش دارد و به این ترتیب ده دارای بعد اجتماعی است که می‌تواند یکی از عوامل اساسی تشکیل دهنده آن به شمار رود. ده محصول کنش‌های متقابل گروههای انسانی و فضا است، میان اعضای ده رابطه‌ای محلی وجود دارد که نتیجه کنشهای متقابل تاریخی است و موجب پیدا شدن حافظه جمعی و محلی است و در نتیجه نوعی وجدان یا شعور جمعی به وجود می‌آورد

مهندس نيلوفر حاجيان


برچسب‌ها: روستاشناسی

تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 8:27 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
 

درقانون اصلاحات ارضی در ایران ده چنین تعریف می‌شده‌است. ده یا روستا عبارت از یک مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعدادی خانواده که در اراضی آن ده به کار کشاورزی اشتغال دارند و درآمد اکثریت آنان از طریق نوعی روابط اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی وجود دارد و این روابط موجب پیدایش وحدت و یکپارچگی گروه می‌شود و آن را از گروه دیگر متمایز می‌سازد. اجتماع ده دارای نیروی معنوی مسلط بر اعضایش است که بر رفتار افراد نظارت عالیه شدید دارد و آنها را به پیروی از هنجارهای اجتماعی وادار می‌کند و این نیروی معنوی همان سنت‌های روستایی و قوانین ثابتی است که بر جامعه ده حاکم است.

تونیس (Tonnies) می‌گوید: جامعه روستایی به عنوان یک جامعه آرمانی که سرشار از تقدس، هماهنگی و صلح و صفاست. کشاورزی حاصل می‌شود.

رامبد می‌گوید : روستا برآیندی از عناصر طبیعی و عناصر ساخته شده‌است که به گونه‌ای زمینه سازگاری فرد را با جامعه فراهم می‌آورد و موجب جامعه پذیری می‌شود. در ده بین گروه و فضای جغرافیایی محدود و بسته و ثابت

روث گلاس (Ruth Glass) می‌نویسد: برای ما صفت روستایی دارای مفهوم مطبوع و مطمئنی است. زیبایی، سادگی، راحتی، فراغت، منظره‌های دلگشا، آزادی، صلح و صفا و آرامش است.


برچسب‌ها: روستاشناسی

تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 8:26 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
 

معنی لغوی روستا محل رویش یا رستنگاه گیاه ذکر شده که حاکی از نقشی است که روستا با وجود

آب و زمین مناسب در رشد گیاهان زراعی و شکل گیری اقتصاد کشاورزی دارد.روستا یا ده کوچکترین

مرکز تجمع و حیاط انسانی در کشور است و در سرشماری رسمی ایران نقاطی که کمتر از  10000

هزار نفراست ده یا روستا گفته می شود.  ظهور روستا یا ده تابع عواملی چون وجود آب و دیگر

موقعیت های جغرافیایی است . هر جایی که آب یافت شود خواه به صورت چشمه یا قنات ، خواه به

صورت چاه یا رودخانه مردم بر گرد آن حلقه می زنند و مرکز تجمع کوچکی به نام روستا یا ده به وجود

می آورند. با توجه به محیط های مختلف جغرافیایی از قبیل دشت ، کوه ، کوهپایه و میانکوه هریک به

نسبت شرایط حیاتی خود موجب تجمع به صورت گسترده یا محدود می گردند.روستا قلمرو

زیستگاهی است  که ساخت و ساز انسانی در آن محدود باشد و چشم انداز یک محیط طبیعی مثل

جنگل ، مرتع ، زمین بایر و یا مزارع کشاورزی را الغا می نماید . در روستا اصولا اشتغال غالب بهره

کشی از زمین می باشد و روستاییان از این طریق امرار معاش می کنند . در روستا اختلاف بین گروه

های اقتصادی و فرهنگی بسیار اندک است . روابط روستاییان با یکدیگر عمیق تر و با محتواتر است .

مهندس نيلوفر حاجيان

 


برچسب‌ها: روستاشناسی

تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 8:24 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
 

در تیپ شناسی روستاهای ایران سه تیپ مشخص می شود:

 

 الف )روستاهای متمرکز یا گرد آمده

ب )روستاهای پراکنده

ج ) روستاهای بینابین

 در روستاهای متمرکز مساکن به یکدیگر چسبیده و چشم اندازی متمرکز دارند که عموما بدون فضای

خالی است .( با توجه به عکسی گوگل ارث که از نمای بالایی روستای بام است این خصوصیت کاملا

مشاهده می شود ) در روستاهای متمرکز مزرعه که عموما محل کار روستاییان محسوب می شود از

خانه ها جدا بوده و گاهی در فاصله دوری قرار دارند .البته گاهی این مسافت خود موجب مشکلاتی

برای معیشت روستاییان است عمده ترین عواملی که در شکل گیری این تیپ از روستاها دخالت دارند

عبارتند از : ضرورت دفاع و امنیت ، وجود منبع آب دائمی مثل چاه ، چشمه ، قومیت ، توپوگرافی زمین 

و شیوه های بهره برداری زمین و ... از آنجائیکه جامعه روستایی دارای شرایط اجتماعی همگرا می

باشد لذا بهره برداری اشتراکی از زمین پیوسته در بین روستاییان بوده و همین باعث پیدایش

روستاهای متمرکز شده است .

مهندس نيلوفر حاجيان


برچسب‌ها: روستاشناسی

تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 8:24 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

 

روستاي آرموت تكيه در بخش مياني طالقان (ميان طالقان) واقع شده است كه از غرب با روستاي سوهان. از شرق با روستاهاي دنبليد و آردكان و از جنوب با روستاهاي كمكان (البته روستاي كمكان به دليل ساخته شده سد جديد ديگر وجود ندار) و زيدشت همجوار ميباشد.

اين روستا داراي دو راه ورودي ميباشد. راه اول كه تردد بيشتري در آن صورت ميگيرد. از جاده اصلي طالقان منتهي به سرپاييني زيدشت شروع شده و پس از گذشتن از پل آردكان از راه روستاهاي آرتون. دنبليد. آردكان جداه شده و به سمت شرق و بالاخره به اين روستا منتهي ميشود. راه دوم از طرف جاده سوهان ميباشد كه چند كليومتر مانده به سوهان به طرف راست جداه
شده و به اين روستا ميرسد. در هنگام عبور از راه اول سمت چپ جاده  با شيب نسبتا" تندي كه به شاهرود متنهي ميشود از باغهاي محلي سرسبزي تشكيل شده است كه در فصل تابستان
از گوشه و كنار منطقه جهت شنا در كنار رودخانه ميآيند. و سمت راست جاده نيز به دو منظقه كشاورزي يكي با نام زهرا چال كه محصولات ديم در آنجا كشت ميشده ولي در هال حاضر به دليل مهاجرت بيش از حد به شهرهاي همجوار طالقان كشتي در آن صورت نميگيرد اما در فصا بهار همچنان سرسبز است و ديگري منطقه آليكان دره ميباشد كه با يك جويبار  دره بسيار مرموز و ساكتي است و طبق شواهد بسيار.

(بقيه در ادامه مطلب)


برچسب‌ها: روستاشناسي

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه نهم دی 1392 | 8:20 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

طالقان منطقه ییلاقی در میان کوه های برفگیر البرز، از غرب کندوان، تا ۴۰ کیلومتری شرق قزوین گسترده شده است. یکی از بخشهای شهرستان ساوجبلاغ از توابع استان تهران می باشد که در ۱۳۰ کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده از شمال به سلسله جبال البرز و رامسر و تنکابن و الموت، از شرق به شهرستان کرج، از جنوب به هشتگرد و ساوجبلاغ از غرب و جنوب غربی به قزوین محدود می گردد.

طالقان در دره بزرگی در میان کوههای البرز قرار دارد. طالقان منطقه ای متشکل از حدود ۸۰ روستای کوهستانی است که طول جغرافیایی آن از شمال شرق به جنوب غرب حدود ۸۰ کیلومتر و عرض جغرافیایی آن حدود ۱۵ کیلومتر است و حدود ۱۳۰۰ کیلومتر مساحت دارد. طول شرقی آن ۵۰ دقیقه و عرض شمالی آن ۳۶ درجه و ۱۲ دقیقه است. زبان مردم طالقان فارسی و لهجه تاتی است.

مهمترین رودخانه طالقان، طالقان رود می باشد که از حاشیه جنوبی شهر می گذرد و به شاهرود می ریزد. فاصله روستا تا شهرک ۷ کیلومتر و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۴۰ متر می باشد. ناحیه طالقان در دامنه جنوبی ارتفاعات البرز و رشته کوه دیگری از البرز که با فاصله متوسط ۶ کیلومتر از آن به موازاتش از شرق به غرب امتداد دارد واقع شده است. در ناحیه شمال قلل و گردنه هایی طالقان را از مازندران و قزوین جدا می کند. ارتفاعات جنوبی طالقان این منطقه را از دشت جدا نموده است.

در حد فاصل میان دو رشته کوه، رودخانه شاهرود از شرق به غرب جریان دارد. دره شاهرود، رود طالقان و رود آبهای دامنه البرز را به سفید رود می رسانند. دره و رودخانه شاهرود کوههای میان دره چالوس و سفید رود را از شرق به غرب شکافته و آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده اند. رودخانه شاهرود اصلی ترین عامل مایه حیات زندگی و اجتماع را در طالقان رقم زده است.

یکی از مهمترین عوامل جذاب منطقه طالقان شرایط آب وهوایی و فضای سبز باغات و رودخانه و چشمه های جاری است. طالقان رود در ۱۱ کیلومتری غرب روستای شهرک به رودخانه های اندج و الموت ملحق شده ورودخانه شاهرود راتشکیل می دهند. شاهرود رگ حیاتی این منطقه از کوهپایه های شرقی آغاز و با طولی نزدیک به ۱۰۵ کیلومتر به غرب می رود. این شریان آبی بیش از ۱۵ رودخانه کوچک و بزرگ منطقه را که از چشمه سارها و برف آبها سرچشمه می گیرند و همراه خود تا سفید رود می برد تا با آبهای قزل اوزن آمیخته و راهی دریا شود.

دره طالقان نیز به سان خط الرأس هایش زیبا و محسور کننده است. دشتهای پهناور و آبادیهای سرسبز و زیبا که در پس دره ها از اسفاران تا پراچان را پوشانده اند جلوه و شکوهی خاصی دارند. طالقان دره ای تاریخی و مذهبی است روستاهای زیبای طالقان در دامنه های جنوبی و شمالی در ارتفاع ۱۴۰۰ تا ۲۶۰۰ متری از سطح دریا در امتداد رودخانه و کنار چشمه سارها پراکنده شده اند. 

طالقان دره ایست که از «گردنه عسلک (در شرق) تا گردنه انگه (درغرب )» تقریباً ۴۲ کیلومتر بوده و حداکثر عرض طالقان از «گردنه دوزخ دره واقع در جنوب تا گردنه مالخالی واقع در شمال» طالقان حدود ۲۰ کیلومتر می باشد. شهر طالقان از به هم پیوستن چهار منطقه به نام های شهرک، گلینک، کولج و پرده سر تشکیل شده است که شهرک به عنوان هسته اصلی آن است و شهر طالقان، گاه شهرک هم نامیده می شود.

برای رسیدن به طالقان از جاده اتوبان کرج و وارد شدن به جاده سمت راست آن از شهرهای کرج، هشتگرد، آبیک گذشته و ۴ کیلومتر بعد از آبیک، به جاده انحرافی و اختصاصی طالقان می رسید پس از رد شدن از زیاران و طی مسافت ۲۸ کیلومتر از کناره اتوبان برفراز گردنه ابراهیم آباد، به طرف شمال حرکت می بایست نمود تا وارد دره طالقان شده و به شهرک طالقان می رسیم. پس از رسیدن به پست نیروی انتظامی مستقر در مسیر لار و جاده آسفالته فرعی شده و به سوی غرب کم کم ارتفاع را کم کرده و با عبور از آبادیهای سنگ بن و کمپ سر به کماکان و سپس به کناره نیلگون دریاچه سد طالقان می رسیم. و به سمت روستای حسنجون که در ۵ کیلومتری شهرک مرکز طالقان واقع شده است حرکت می نمائیم زیرا مسیر صعود به شاه البرز از این روستا و عبور از باغ ها و در امتداد رودخانه امکان پذیر است.

روستای حسنجون روستایی ییلاقی با باغات میوه است که از این مکان شاه البرز به خوبی با گردنی برافراشته به سمت چپ و در جهت شمالی پیداست که جریان رودخانه از کنار آن می گذرد. دره حسنجون به سمت شمال گسترده شده و دره ای خوش آب و هوا است و دارای ارتفاع حدود ۱۹۳۵ متر از سطحدریا می باشد. روستای سید آباد حسنجون از روستاهای آباد و پر رونق طالقان است. درفاصله ۱۵۰ متری ضلع شمال غرب امامزاده قاضی می رسد که دارای قدمت حدود قرن پنجم میباشد که در اثر کاهش آب به مرور تخلیه و به محل جدید یعنی کنار روستای حسنجون منتقلشده است.



- منبع: آسمونی : جاذبه های گردشگری طالقان http://www.asemoni.com/iran/alborz/attractions-taleghan#ixzz2jgO76K3l

برچسب‌ها: روستاشناسی

تاريخ : دوشنبه سیزدهم آبان 1392 | 16:51 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
 

دشت کویر آفتاب سوزان و درخشان و آسمان تابنده ای دارد که طبع عاشقانه می پروراند  پرتو زرین این آفتاب مخصوصاً در مرکز این کویر بیشتر درخشندگی دارد زیرا لطافت هوابا فروزندگی آفتاب همراه است . در دامنه کوه های مصفا و حاصلخیز ودر کنار دره های عمیق با سنگ آب های پر آب و درختان وحشی یک روستای ایرانی مدت ها است که اسیر شادمانی زمانی قرین اندوه و تاراج باغبان بوده است . این روستا چون دختری گلچهره ، بساط رنگارنگ کوچه های با صفا و بنا های رنگین شرقی خود را در زیر آسمان و آفتاب طلایی کویری گسترانده و هزاران سال است که زیر هوای الماس گون کویر طنازی می کند.

ایراج روستایی است که اولین نژاد ایرانی در نخستین روزهای تمدن خود بنا کرده است و همواره سدی در برابر تاخت وتاز وحشیان بوده است و هنوز زخم های آن نامردان بر پیکره آن نمایان است اما هرگز کمر خم نکرده است ، هنوز دیوارهای سنگی و ستون های بر افراشته آن بر فراز آن تپه قدیمی آشکار است .
آن خانه های خشتی و گلی و سقف های طاقدیسی که معماران آن را با قلم زرنگار و سلیقه دلنواز خود زینت داده و شاهکار های بسیاری از روح زنده ایرانی بودن را در روستای طرب انگیز ایراج که اقتدار آسمان کویر و بزرگی آفتاب ایران را آشکار می سازد به نمایش گذاشته اند .

این روستا با چشمه هایی از آب زمزم و کوثر و درختانی از طوبی و سدره بهشتی و هوای ملایم ولطیف بهاری هیچ مناسبتی با آسمان زنگارگون و بوی نفت که نشان از قیافه در هم و گرفته شهر است ندارد .
صبح ها هنگام سپیده دم و ظهر ها در موقع تابش شدید آفتاب و عصر ها هنگامی که روز دیگر آماده رفتن شده است و جای خود را به شب می سپارد بانگ ملایم  و زیبای مؤذن و آواز عاشقانه او سال ها است که طنین انداز روستا است .
آسمان نیلی ایراج مدت ها است که قبا های بلند و کلاهای نمدی و قیافه های جدی ولی بشاش مردان با وقار و گیسوان سیاه رنگ دخترک ها و چادر های گل دار و چهار قد های سپید زنان را که طاق ابروهای آنان مثال کمان آرش از گوشه چهار قد نمایان است می بیند .
ایراج روستایی است با وفا که هرگز عهد خود را با دلداده خود نشکسته است و هیچ یک از دلنوازی های خود را از دست نداده است و همیشه با آغوشی از گل و لبخند میهمانان خود را به آغوش می کشد.

از " ایراج " در متون قرون سوم و چهارم هجری با نام " ارا " و " ارابه " یاد شده است و مردمان خوری به آن " ایرا " می گویند.ایراج دارای قلعه ای قدیمی است که بر روی ارتفاعی در روستا واقع شده و در سال 1327 هجری قمری در درگیری بین قوای دولتی با " رمضان خان باصری " بخشی از آن آسیب دید.رمضان خان در سال 1336 هجری قمری از فارس وارد خور و بیابانک شده بود.از دیگر آثار تاریخی ایراج می توان به " سرو کهن " اشاره کرد که دارای ارتفاعی بیش از 50 متر و عمری حدود یک هزار سال است .
" بقعه خضرنبی " نیز یکی دیگر از آثار تاریخی این منطقه است .

 (بقيه در ادامه مطلب)


برچسب‌ها: روستاشناسی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 | 10:57 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
 

 

اَنارَک، یکی از بخش‌های شهرستان نائین است که در شرق استان اصفهان در دل کویر واقع شده‌است.

تاریخ این شهر در زمان ساسانیان برمیگردد، واحه‌ای بر سر راه معدن سرب و نقره نخلک بوده‌است.

دوره‌های پس از آن (در زمان حال)، یعنی در زمانی که دیگر معدن نخلک به معادن متروک بدل گشته بود، انارک یک شهر ارتباطی بین جنوب و مرکز به شمال ایران بشمار می‌آید، خط سیری که از نائین شروع و به انارک، خور , طبس و سپس مشهد منتهی می‌شو. بنای اولین خشت انارک را به اعتبار سخنی منقول، به زمان شاه عباس منسوب می‌دارند.

تنها سند معتبر راجع به ساخت و سازهای انارک، نامه میرزا تقی خان امیرکبیر مبنی بر پرداخت وجهی برای ساخت قلعه‌ای به منظور تأمین امنیت محل از دستبرد راهزنان خطاب به کدخدایان انارک می‌باشد.

 

بقایای برج و بارو، در و دروازه، کوچه و پس‌کوچه‌های باریک و پرپیچ و خم این شهر نشان از اندیشة امنیتی- دفاعی در ساخت بافت شهر دارد. این مجموعه شامل کاروانسرا، مسجد جامع، حمام، حسینیه و خانه‌های مسکونی است که هریک با بهره گیری از معماری سنتی ساخته شده‌اند.

کالبد قدیمی انارک، شامل هفت محله‌است که بر اساس وضعیت طبقاتی، موقعیت مکانی و کاربری محلات نامگذاری شده‌است و شامل محلات بیابانک، بیک‌علی، حصار، عرب‌ها، سراب، قافله‌گاه و جوباره می‌گردد.

بادگیرهای بلند، صفه‌های رسمی بندی‌ها و تزئین‌های آجرکاری, فضاهای داخلی و خارجیِ بناها را مزین نموده‌اند

 


برچسب‌ها: روستاشناسی

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 | 10:55 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
 

 

دریاچه نمک خور واقع در موقعیت جغرافیایی 15/55 درجه تا 15/56 درجه شرقی و 30/33 تا 30/34 درجه شمالی بزرگترین دریاچه فصلی نمک جهان (پلایا) می باشد . این دریاچه در قسمت مرکزی تا جنوبی کویر مرکزی ایران گسترش دارد . ارتفاع این دریاچه از سطح آبهای آزاد به طور متوسط 707 متر می باشد. و جزو کم ارتفاعترین نقاط در فلات ایران محسوب می شود .عمق نمک در این دریاچه بر خلاف سایر دریاچه های نمک مشابه در فلات مرکزی ایران بسیار نازک بوده که از 5 سانتیمتر تا 10 متر متغیر است . علت این تفاوت حرکت دائمی سفره های آبهای شور زیرزمینی و لجن های سیاه لایه های زیرین می باشد که از شکل گیری و تراکم پلتفرمهای نمکی جلوگیری میکند (کتاب کویرهای ایران). زمینهای اطراف این دریاچه در مناطق غربی , شرقی و شمالی بشدت باتلاقی با درصد چسبندگی زیاد و در مناطق جنوبی به صورت زمینهای پف کرده می باشد .

(بقيه در ادامه مطلب)


برچسب‌ها: جاذبه توريستي

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 | 10:53 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
 

مرکز شهرستان خور و بیابانک از توابع استان اصفهان که دارای فرهنگ غنی و پر باری است. تاریخ شکل گیری آن بدرستی معلوم نیست ولی آنه از شواهد و قراین و دست نبشته‌های قدیمی استنباط می‌شود حد اقل تا قرن پنجم و ششم هجری می‌توان آثاری هر چند نا محسوس را مشاهده کرد. خور شرقی‌ترین نقطه استان اصفهان است و ارتفاع آن از سطح دریا ۸۴۵ متر است و با استان‌های خراسان و یزد و سمنان همسایه است .
خور در گویش زرتشتی همان فرشته نگهبان آفتاب است و البته به معنای خورشید و آفتاب هم بکار می‌رود .
ناصر خسرو در سال ۴۴۴ هجری در سفر نامه خود از بیاذه و گرمه )جرمق) نام برده است .وی مجموع آبادی‌های منطقه را ۱۲ مورد تخمین زده و از بیاذه )بیاضه ( به عنوان مرکز و یکی از پایگاه‌های اسماعیلیه نام برده است و از قلعه‌ای در بیاضه نام برده که هنوز آثارش موجود است .

 

بیابانک, نام متأخر ناحیه ای قدیمی در دشت کویر و نیز دهستانی به همین نام در استان اصفهان .
ناحیة بیابانک . ناحیه ای قدیمی (تقریبا برابر با بخش خور و بیابانک امروزی ) در حاشیة جنوبی دشت کویر * که در گذشته بر سر راه اصفهان (نایین ) به خراسان (نیشابور) قرار داشت . در اصل ناحیة بیابانک قسمتی از بیابان بزرگ و قدیمی است که در منابع عربی از آن به نام «مفازه » یاد شده است . بیابانک به عنوان یک اصطلاح جغرافیایی به معنای بیابان کوچک یا نیمة کویر است و این نام در منابع و مآخذ قبل از قرن دهم دیده نشده است (هدین ص 562 حکمت یغمائی ص 96 )

نشانه هایی از مسکونی بودن این منطقه پیش از اسلام وجود دارد از جمله آتشکده ای در نزدیکی مهرجان / مهرنجان . بعلاوه جندق در این منطقه به زندان انوشیروان معروف است و گنبدی قدیمی به نام «هشت درب » متعلق به دورة ساسانیان دارد .


برچسب‌ها: روستاشناسی

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 | 10:50 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
روستای مصر در 45 کیلومتری شرق شهرستان جندق و در 30 کیلومتری شمال شهرستان خور از توابع استان اصفهان قرار دارد . مو قعیت جغرافیایی روستا 04/34 شمالی و 47/54 شرقی   می باشد .
روستای مصر بدلیل قرار گرفتن در جنوب کویر بزرگ دارای آب و هوای گرم و خشک می باشد . جمعیت این روستا بر طبق آخرین سرشماری 120 نفر می باشد و مردم این روستا از طریق کشاورزی و دامداری امرار معاش می کنند . مهمترین محصولات این روستا زعفران و گندم می باشد . این روستا دارای دفتر مخابرات است و برق روستا از طریق ژنراتور دیزلی تامین می شود .

نقاط دیدنی :
منطقه امیر آباد در فاصله 2 کیلومتری روستا دارای تپه های شنی و پوشش گیاهای غنی از درختچه های گز و تاق و نخلهای زیبا می باشد که مناظر بسیار زیبایی را پدید آورده است .
روستای فرحزاد در شمال روستای مصر دارای نخلستانهای زیبا می باشد که توسط شنهای روان محصور گشته است .
نیزار مصر در 6 کیلومتری شرق مصر  قرار دارد که در اثر آب چشمه ای زیبا پدید آمده است . این نیزار دارای نیهای بلند می باشد که ارتفاع بعضی از آنها به 4 متر می رسد . چشمه این نیزار آبشخور حیوانات منطقه می باشد .
از دیگر نقاط دیدنی این منطقه می توان به دریاچه نمک خور و كوير طبقه واقع در 50 کیلومتری جاده خور -طبس , روستای گرمه , روستای محمدآباد کوره گز , روستای عروسان  , روستاي فرحزاد ، جاده کاروان گذر عروسان-بیدستان، جاده آف رود ابراهيم زهرا، ريگ كله و کویر مركزي اشاره کرد .

از ديدنيهاي اطراف اين روستا ميتوان به چال سلكنون، نيزار مصر، درياچه نمك سلكنون، تخت عباسي، تخت عروس و رملهاي ماسه اي اطراف روستا اشاره كرد .
راه های ورود به منطقه :

مسیر اول مسیر جاده خاکی جندق به روستای مصر به طول 45 کیلومتر می باشد
مسیر دوم مسیر جاده خاکی - آسفالته در 15 کیلومتری غرب شهرستان خور به طول 35 کیلومتر تا روستای مصر است .


برچسب‌ها: روستاشناسی

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 | 10:50 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
 
  جامعه شناسی روستایی شاخه‌ای از جامعه شناسی است كه در آن نظام­های اجتماعی و مناسبات در جامعه روستایی مورد مطالعه قرار می­گیرد. در اوایل قرن بیستم جامعه شناسان توجه بیشتری به این موضوع پیدا كردند.
  ایجاد انجمن جامعه شناسان روستایی در سال 1937 و هم­چنین انتشار مجله جامعه‌شناسی روستایی در آمریكا، گامی در گسترش این رشته از جامعه­شناسی شد.
  در سال 1957 در اروپا مجله‌ای توسط انجمن اروپایی جامعه شناسان روستایی انتشار یافت. هر یك از این اقدامات تنها باعث گسترش جغرافیایی این دانش نشد؛ بلكه مسائل تازه‌ای را در این رشته مطرح ساختند.
  موضوع این علم به پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی روستایی محدود می‌شود. در جامعه‌شناسی روستایی به بررسی انواع نظام‌های اجتماعی؛ مانند خانواده، جمعیت، گروه‌بندی، ارزش‌های اجتماعی هنجارهای اجتماعی، گرایش‌ها، كاركردها، تحولات و بالاخره كلیه امور و مسائل جامعه روستایی پرداخته می­شود كه شناخت آنها می‌تواند، از یك سو برای توسعه، رفاه اجتماعی و بهبود زندگی روستانشینان سودمند باشد و از سوی دیگر زمینه گسترش جامعه شناسی روستایی به عنوان یك رشته علمی فراهم گردد.
  جامعه شناسی روستایی مسائل اقتصادی، فنی، زیستی، طبیعی و عوامل دیگری را كه در پذیرش تغییرات و نوآوری‌ها نقش دارند، از طریق تحقیق تبین می‌كند.
  بر پایه آن چه گفته شد جامعه­شناسی روستایی در تحقیقات خود از رشته‌های متعدد علوم اجتماعی؛ از جمله، جغرافیای انسانی، جمعیت شناسی،‌ اقتصاد،‌ تاریخ و آمار یاری می‌گیرد.
  برای مثال، مطالعات ریخت‌شناسی جوامع روستایی ضرورت علم جغرافیای انسانی در جامعه‌شناسی روستایی را مشخص می‌كند.
  لزوم استفاده از جغرافیا در مطالعات اجتماعی به حدی است كه غالباً جغرافی­دانان، مطالب مهمی را برای سایر علوم اجتماعی به خصوص جامعه شناسی روستایی پدید می‌آورند. اكولوژی انسانی یكی از این موارد است.
  اهمیت تاریخ، در جامعه‌شناسی روستایی نیز از آن­جا سرچشمه می‌گیرد كه سنت در جامعه‌شناسی روستایی بسیار قابل اهمیت است. به دلیل غلبه روحیه محافظه كارانه در روستاها، سنت‌ها به كندی تغییر می‌كند. نظر به این­كه اصل و منشأ سنت‌ها اغلب به گذشته‌های دور برمی‌گردد، برگشت به گذشته و یاری گرفتن از تاریخ در این مورد ضرورت دارد.
 
مسائل مورد بررسی جامعه شناسی روستایی:
1-  بررسی ساختار جمعیت روستا
2-  بررسی طبقات و قشرهای اجتماعی،‌ نحوه معیشت و سطح زندگی آنها
3-  بررسی نقش­ها و پایگاه­های اجتماعی
4-  بررسی ارزش‌های اجتماعی جامعه روستایی
5-  بررسی هنجارهای اجتماعی
6-  بررسی فرهنگ روستایی كه به طور عمده متأثر از سنت­های روستایی است.
 
 
 
منابع:
1- نیك خلق، علی‌اكبر؛ جامعه‌شناسی روستایی، تهران، كلمه،‌ چاپ اول، 1379 صص 11- 15
2- وثوقی، منوچهر؛ جامعه‌شناسی روستایی، تهران،‌ كیهان، چاپ هشتم، 1378، ص 1-  10
3- ساروخانی، باقر؛ درآمدی بر دائرة المعارف علوم اجتماعی، تهران، كیهان، چاپ اول، پائیز 1370، ص 651
4- شایان مهر، علیرضا؛ دائرة المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، كتاب اول، تهران، كیهان، چاپ اول 1377، ص

برچسب‌ها: جامعه شناسی روستایی

تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 10:47 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
روستا چيست؟

”ده“ (يا ”قريه“) به معني سرزمين است. از نظر تقسيمات كشوري, ”ده“ (يا ”روستا“ ويا ”آبادي“) در ايران, كوچكترين واحد سكونتي و اجتماعي-سياسي است. كشور به چندين استان (داراي استاندار), هر استان به چند شهرستان (داراي فرماندار), و هر شهرستان به چند بخش (داراي بخش‌دار), و هر بخش به چند شهر (داراي شهردار) و روستا (داراي كدخدا) تقسيم مي‌شود. البته به مجموعه‌اي از چندين ده هم دهستان گفته مي‌شود كه مسؤول آن دهيار ناميده مي‌شود.

مطابق سرشماري‌هايي كه در كشور انجام مي‌شود, به نقاطي كه كمتر از 5000 نفر جمعيت داشته باشند روستا, و به نقاط بيش از 5000 نفر شهر گفته مي‌شود. البته استثنائاتي نيز (عليرغم ملاك مذكور) وجود دارد. مردم روستا, از طريق كشاورزي امرار معاش مي‌كنند به همين جهت بعدها, در تعريف روستا, شغل كشاورزي نيز به عنوان اساس كار روستاييان اضافه گرديد. البته تعاريف ديگري نيز از روستا (يا ده) در كشور وجود دارد كه از مجموع آن‌ها مي‌توان اين تعريف را ارايه نمود:

(بقیه در ادامه مطلب)


برچسب‌ها: روستا شناسی

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هفدهم مرداد 1391 | 12:3 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

 

*عنوان :  نگاهي جامعه شناختي به مسائل : اعتبارات روستائي در ايران 

پديدآور اصلي: طالب ، مهدي  

وضعيت نشر/تهيه:  تهران  :  معاونت ترويج و مشاركت مردمي وزارت جهاد سازندگي    ,1372

مشخصات ظاهري:  414 ص .: جدول ، نمودار 

موضوع: جامعه شناسي روستايي / عمران روستايي - ايران / سرمايه گذاري / روستاها - ايران - اوضاع اقتصادي / اقتصاد خانواده روستايي - ايران 

 

 (لیست کامل در ادامه مطلب)

 


برچسب‌ها: معرفی کتاب

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هفدهم مرداد 1391 | 12:0 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

گزیده ای از کتاب جواد صفی نژاد با عنوان بنه

بنه عبارت بود از یک واحد مستقل زراعی که عده ای دهقان با سمت های مشخص اجتماعی بر اساس تقسیم کاری که مبتنی بر امتیازات اقتصادی و منزلت های اجتماعی بود در یک یا چند قطعه زمین مشخص با مقدار آب و نیروی شخم (گاو کار) معینی به وسیله تعدادی ابزار کار متعلق به بنه به مدت یک سال زراعی در یک آبادی به کشت و رزع می پرداختند.

(بقیه در ادامه مطلب)


برچسب‌ها: بنه

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 | 21:39 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

برگرفته از کتاب سیه چادرها

روز قبل از تحويل سال با آرد و روغن و خرما، حلواي مخصوصي تهيه كرده و به

عنوان آخرين روز سال براي مردگان خيرات مي كنند و اين روز را "عرفه" گويند.

معمولا شب عيد سعي مي كنند شام مرتب و مفصلي نظير پلو مرغ يا بره پلو

داشته باشند. قبل از تحويل سال مقداري حنا خيسانده و آخر شب كه بچه ها

در خواب هستند به دست آنها مي مالند، صبح كه بيدار شدند متوجه رنگين

شدن كف دست خود مي شوند. صبح روز عيد زودتر از هميشه بيدار شده،

بعضي كه توانسته اند لباس نو تهيه كنند مي پوشند.تعویض و تجدید لباس

مخصوص بچه هاست. مراسم سلام عيد قبل از ظهر شروع مي شود. اولين

بار به منزل کلانتر یا خان طايفه مي روند. معمولا بره يا بزغاله يا جاجيم به

عنوان عيدي تهيه كرده، دسته جمعي به حضور بزرگان ايل مي روند. خوانين

مي دانند كه حدود 200 _ 300 نفر بايد به ديدنشان بيايند، از قبل خود را

آماده مي نمایند.

(بقیه در ادامه مطلب)


برچسب‌ها: قشقایی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 | 18:7 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

دشواری تهیه ی سوخت زمستانی طی دهه های گذشته  را مرحوم راجی چنین به طنز کشیده است.

ملک کوهستان عجب ملک بد و ناقابل است !           دل به وی کی مایل است

کار سهل است آن چه مایحتاج منزل است                کار پشکل مشکل است!

گر کلم نبوَد ،پیازک می توان در آش ریخت             جای مرجو ماش ریخت

دانی از بهر چه غم،اندوه و ماتم در دل است؟          کار پشکل مشکل است!

یک زنی گفتا زنی را :ای دَدا                               هیمه دارِنّی شما؟

آن فقیر بینوا                                                   گفت:سِر دارمی اَما

اما کار ما نامجمل است                                     کار پشکل مشکل است!

گُرز و شیرتون و تَلِه ،پرگشت هیمالان ما              پستو وایوان ما

لیک آنچه بیش از وی پای ما را درگل است            کار پشکل مشکل است!

میتوان نسیه گرفتن  پنبه تا فصل بهار                   اُرنِه مَردَک ،بار ،بار

بهر اخراجات دیگر ،وجه گر ناقابل است                کار پشکل مشکل است!

در گذر باشد به دنیا بر همه امر معاش                   گر پِلا باشد گر آش

گه ز شورک ،گه پیازک گه هویج و چنگُل است       کار پشکل مشکل است!

گفت فرزندی به مادر،نیست میلم در سفر!               گفت مادر :کای پسر

این سخن را می نگوید هر کسی کو عاقل است        کار پشکل مشکل است!

گر نباشد کشک و سج ،امساک کردن میتوان          گه از این و گه از آن

سهل باشد آش گر بی زردچوبه،فلفل است               کار پشکل مشکل است!

یک زنی از شوهر خود داشتی هردم گَلِه                هست بی عار و دَلِه

زان که او از جمع اسباب زمستان کاهل است          کار پشکل مشکل است!

گوشتی گر کم بود دارمی پنیر                              چشم دلمان هست سیر

ان چه از  وی درد و غم،اندوه و ماتم در دل است     کار پشکل مشکل است!

یک زن پیری شکایت داشت از سرمای خویش          با دل با سینه ریش

در زمستان سینه ام تنگ است و کارم کُلکُل است     کار پشکل مشکل است!

نه تَلی دارمی نه مَرجی دارمی نه لوبیا                  رس خایا داد ما

آب باریکی از اینها از برایم حاصل است               کار پشکل مشکل است!

((راجیا)) از این لغت اشعارها دیگر مگو             راه باطل را مجو

این سخن را می نگوید هرکسی کو عاقل است      کار پشکل مشکل است!

این حکایت،بهر تفریح و دماغ مردمان                کردم انشاء و بیان

گرنه کی نفعی برای عاقل است                         کار پشکل مشکل است
برچسب‌ها: طالقان

تاريخ : جمعه یکم اردیبهشت 1391 | 11:2 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

 

ابیانه روستایی در ۴۰ کیلومتری شمال غربی نطنز، در دامنه کوه کرکس است. این روستا به اعتبار معماری بومی و بناهای تاریخی پرتنوعش از روستاهای استثنایی ایران است. ابیانه نقطه‌‏ای خوش منظره و خوش آب و هوا و دارای موقعیت طبیعی مساعدی است.

(بقیه در ادامه مطلب)


برچسب‌ها: روستا

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 | 21:37 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

سید محمود علایی طالقانی (۱۳ اسفند ۱۲۸۹ - ۱۹ شهریور ۱۳۵۸) روحانی شیعه، سیاست‌مدار از فعالین نهضت ملی شدن نفت و نهضت مقاومت ملی، از بنیانگذاران جبهه ملی دوم، از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب ۵۷ بود.


وی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ خورشیدی (برابر با روز یکشنبه ۴ ربیع الاول ۱۳۲۹ قمری) در خانواده‌ای اهل علم و دارای روحیات انقلابی در روستای گلیرد طالقان دیده به جهان گشود، پدرش ابوالحسن علایی طالقانی نخستین استاد وی بود. در اسفند سال ۱۳۱۶ با بتول اعلایی فرد ازدواج می‌کند.

 


برچسب‌ها: طالقان

تاريخ : یکشنبه بیستم فروردین 1391 | 20:29 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
1ـ افزايش بهره‌وري عوامل و منابع توليد در بخش كشاورزي با تأكيد بر تجهيز و توسعه منابع انساني:

توانمندسازي فردي و تعاوني‌هاي بهره‌برداران و توليدكنندگان بخش كشاورزي

ارائه خدمات زيربنايي به كشاورزان براي توسعه اراضي كشاورزي (از قبيل تجهيز و نوسازي اراضي، يكپارچه‌سازي اراضي)

انجام مطالعات و تدوين الگوي كشت و مشخص نمودن اولويت‌ها براي اجراي برنامه‌هاي زراعي، باغي و دامي

ايجاد و توسعه فن‌آوري‌هاي نوين (نظير بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك) در توليد و فرآوري محصولات كشاورزي با رعايت ملاحظات زيست محيطي

تعيين و ترويج الگوي توليد (كشت) متناسب با مزيت‌هاي نسبي مناطق اكولوژيك كشاورزي (AgroEcological Zone)

ايجاد وگسترش پايگاه داده‌هاي آماري و توسعه زيرساخت‌هاي لازم براي انتقال اطلاعات به كشاورزان

توسعه تحقيقات كاربردي در امر كاهش ضايعات در توليد و فرآوري محصولات كشاورزي و ترويج انتقال آن به كشاورزان

 

(به ادامه متن در ادامه مطلب توجه فرمایید)


برچسب‌ها: توسعه پایدار

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 | 20:56 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |

نگرش کلی

خانواده در جامعه روستایی ایران نه فقط محل انس و الفت زناشویی ، کانون پرورش کودک و مرکز انتقال بسیاری از میراث‌های فرهنگی ، ارزشها ، هنجارهای اجتماعی و عادات و رسوم و سنت‌های روستایی است، بلکه در عین حال یک نهاد اقتصادی به شمار می‌رود که بخش عمده‌ای از نیازمندیهای اساسی زندگی خانواده را از طریق تولید تامین می‌کند.

در واقع گروه کار و گروه خانوادگی در هم ادغام می‌شوند و اجتماع متشکل و به هم پیوسته‌ای را بوجود می‌آورند که اعضای آن به منظور تامین معاش خانواده فعالیت اقتصادی مشترکی دارند و همگی در ادامه حیات خانواده سهیم‌اند. خانواده روستایی هسته اصلی جامعه روستایی را تشکیل می‌دهد. به نظر می‌رسد که طبیعت خانواده‌های روستایی ، مهمترین عامل تشکیل دهنده خصیصه بارز گروههای روستایی به عنوان پدیده اجتماعی است و این امر تصویر کلی گروه‌های روستایی سراسر دنیا را به دست می‌آورد.

برچسب‌ها: روستا

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه نهم آذر 1388 | 22:14 | نویسنده : مهندس نیلوفر حاجیان |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.